تبليغاتX

ازحضرت صادق عليه السلام منقول است كه هركه چهل صباح اين عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حقّتعالى به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند و آن عهد اينست َاللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ وَرَبَّ الْكُرْسِىِّ الرَّفيعِ وَرَبَّ الْبَحْرِالْمَسْجُورِ وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالاِْنْجيلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُووَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ وَرَبَّ الْمَلاَّئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَالاَْنْبِي اَّءِرِوَالْمُرْسَلينَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنيرِ وَمُلْكِكَ الْقَديمِ يا حَىُّ يا قَيُّومُ اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالاَْرَضُونَ وَبِاسْمِكَ الَّذى يَصْلَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَالاْخِرُونَ يا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَي وَيا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَي وَيا حَيّاً حينَ لاحَىَّ يا مُحْيِىَ الْمَوْتى وَمُميتَ الاَْحْيآءِ يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِكَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ و عَلى ابآئِهِ الطّاهِرينَ عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّى وَعَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَاَحاطَ بِهِ كِتابُهُ اَللّهُمَّ اِنّى اُجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يَوْمى هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيّامى عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ فى عُنُقى لا اَحُولُ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذّابّينَ عَنْهُ وَالْمُسارِعينَ اِلَيْهِ فى قَضآءِ حَوآئِجِهِ وَالْمُمْتَثِلينَ لاَِوامِرِهِ وَالْمُحامينَ عَنْهُ وَالسّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَيْنى وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماًمَقْضِيّاً فَاَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً كَفَنى شاهِراً سَيْفى مُجَرِّداً قَناتى مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى اَللّهُمَّ اَرِنىِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَاكْحَلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ منِّى اِلَيْهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَاسْلُكْ بى مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ وَاَحْىِ بِهِ عِبادَكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِى النّاسِ فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ حَتّى لا يَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاّ مَزَّقَهُ وَيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُحَقِّقَهُ وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ وَناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَيِّداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِكَ وَسُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَاْسِ الْمُعْتَدينَ اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ اَللّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُْمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ اِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَنَريهُ قَريباً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

صراط منیر
سنت بر اين است كه روزه داران بر سر سفره افطار پس از طلب قبولي روزه دعا كنند:
بسم الله؛ اللهم لك صمنا و علي رزقك افطرنا فتقبله منا انك انت السميع العليم.
و روزه خود را با روزي حلال و پاكيزه باز كنند.
-------------------------------------------
حديث: قال موسى (عليه السلام):
الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:
الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:
الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:
الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:
الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:
الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (1)

ترجمه:
خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه ‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏ خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.
توضيح:
ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.
مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.
-------------------------------------------
حماسه هاي پرشور جنگ تحميلي و صحنه هاي شگرفي كه رزمندگان پرتوان سپاه توحيد در دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي در جاي جاي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل؛ از كوهستانهاي صعب العــبور و سر به فلك كشيده غرب تا دشتهاي تفتيده جنوب و آبهاي گرم خليج فارس آفريدند : آنچنان پرشكوه و پرتوان و سرشار از عشق و ايثار و شجاعت است كه هيچ قلم و زباني را ياراي بازگو كردن آن نيست.

انگيزه هاي عراق براي حمله به ايران :
اگر بخواهيم به يك جمع بندي فشرده در مورد انگيزه هاي رژيم عـــــراق براي حمله به ايـران دست يازيم بايد گفت كه يك انگيزه و محـــرك قوي براي اين تجاوز همان مسئله اي كه تحت عنوان خلع ســــلاح داخلي و بين المللي است مي باشد. اهداف اين انگيزه عمدتا به باجگيري منطقه اي و تصرف قسمتي از خاك ايران و نظائر آن محدود مي گردد.
انگيزه و محرك دوم در حمله عراق به ايران؛ نقش انقلاب اسلامي و خطراتي كه از اين ناحيه متوجه حكومت عراق مي شد؛ مي باشد. اين انگيزه و خطر انقــــلاب براي حكام بعث مبارزه سرنوشت سازي را سبب گشت. كافي است به عنوان دليل به اين جمله طه ياسين رمضان مرد قدرتمند شماره 2 عراق استناد كرد.
” ما به اين نكته تاكيد مي كنيم كه جنــــــگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران به طور كلي منهدم شود زيرا اختلافات اساسي بر سر چند صـــ-د كيلومتر مربع زمين يا نصف شط العرب كه سبب بروز جنگ شده بود نيست بنابراين جنگ ما با ايران بر خلاف آنچه بعضي از خائنين به ملت عرب ادعا مي كنند يك جنگ مرزي نيست كه بتوان آنرا به تعويق انداخت بلكه در حقيقت سرنوشت است.“
جنگ عراق عليه ايران نتيجه يك توطئه بين المللي و اتحاد طبيعي اهداف عراق با منافع غــــرب و ارتجـــــاع منطقه و از ديدگاهي ديگر حادثه اي طبيعي در روند يك انقلاب اسلامي و جهان شمول مي باشد.
نگاهي به مواضع كشورهاي قدرتمند بخصوص روسيه شوروي در قبال عراق در طول سالهاي حكومت شـــاه مفيد فايده ا ست.

-------------------------------------------

چند روز قبل در آلبوم ها دنبال یک عکس بودم که به طور اتفاقی آلبوم عکسهای جبهه پدرم را دیدم، به نظرم چندتا از آنها را اینجا بگذارم بی مناسبت نباشه.

سن و سال رزمنده ها را ببین!!!! اونا کجا و من کجا.هچ کسی نمی توانست باور کند که این بچه ها جلوی کاماندوهای هزار بار آموزش دیده عراقی پیروز باشن به نظر شما رمز موفقیت این بچه ها چی بود؟

عکس بالایی روی مناره مسجد فاو گرفته شده می دانید که فاو یکی از شهرهای استراتژیک عراق هستش و صدام برای باز پس گیری این منطقه دست به دامن همه شد حتی آمریکا!!!! دقت کنید اروند توی عکس مشخصه

التماس دعا.
+ نوشته شده توسط صراط منیر در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 16:58 |
با عرض سلام و تبریک اعیاد ماه مبارک شعبان خدمت شما بزرگواران و دوستان عزیز.

 امام زمان(عج) فرمودند:

قُلُوبنا اَوعیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ فَاذا شاءَ شِئنا
دلهای ما ظرف اراده و مشیت خداست پس هرگاه او چیزی را اراده کند،ما نیز همان چیز را اراده می کنیم.

(بحارالانوار،ج52،ص51)

-------------------------------------------

(شهید سید مهدی اکرمی)

چند روزه که یکی از دوستان خیلی خوب من، که ایشون را مثل برادرم خودم می دانستم به خاطر ادامه تحصیل از تهران نقل مکان کرد و رفته به قم واقعا از اون دوستای خوبی که مثل ایشون من کم دیدم، ان شاءالله هرکجا هست موفق باشه از اون طلبه های باحال که الگوی خوبی برای من بود، این دوست عزیز من)سید محسن) طلبگی را خیلی دوست داشت طوری که درس دانشگاه را به خاطر طلبگی ول کرد و گذاشت کنار، ایشون دانشگاه تهران حقوق می خواند می گفت از این طرز تفکر خوشم نمی آید که می گویند افرادی که دانشگاه قبول نمی شوند میرن طلبه میشن این باید در نظر مردم تغییر پیدا کنه، واقعا این را ثابت کرد ( رتبه اول شاهد را در دانشگاه تهران داشت )، )سید محسن) یک برادر داشت که ایشان هم دانشگاه تهران مهندسی برق با رتبه زیر 100قبول شده بودند (شهید سید مهدی اکرمی)، که در یک عملیات شهید می شود. اگر خدا بخواهد در مورد خصوصیات اخلاقی این شهید مطالب بیشتری می نویسم. البته رابطه من با سید محسن قطع نشده، قرار شده با سید محسن جمعه ها بریم کوه دوستانی که می خواهند با ما بیان برنامه های گروه را بعدا اعلام میکنم. ( اسمش را هم سید محسن انتخاب کرده گروه کوهنوردی رفیع، ان شاءالله بعد از چند بار فتح قله  توچال قله کلیمانجارو را با دوستان فتح خواهیم کرد. این هم یکی از شوخی های سید محسن بود).

-------------------------------------------

یک مطلبی را هم یکی از دوستان در کامنت قبلی نوشته بود ببخشید که جواب ایشان را در اینجا میدهم چون نه آدرس ایمیلی اون کامنت داشت نه آدرس وبلاگی. دوست من سلام نمی دونم منو میشناسی یا نه ولی باید خدمت شما عرض کنم، در آمد من شاید از اون رقمی که شما نوشتید 1.000.000تومان بیشتر هم باشه چه اشکالی داره که درآمد انسان زیاد باشه(البته از راه حلال). در آمد من، نصف مال جایی است که در آن کار می کنم و نصف دیگرش هم با اجازتون با چند نفر ازدوستان یک شرکت زدیم، تازه آقا این که چیزی نیست من خودم چندتا کار دیگه هم انجام میدم که اونها هم اقتصادیه، ولی نمی دونم چطوری شما بیت المال را ربط دادی به این وبلاگ، من موندم.(البته من به شما حق میدهم) اگه در آمدی هم باشد از برکت کارکردن برای خدا و ائمه اطهار است من خودم پاداش مالی نمی خواهم ( ریا شد!!) اگه چیزی هم به من میرسه از برکات و رحمت خداست، نه وبلاگ نویسی،یا کاره دیگه. شما هم مواظب باش خیلی ها که دغدغه بیت المال دارن تا وقتی که تو کار نیستن از این حرفها زیاد می زنند ولی وقتی که کاره ای می شوند...... مثلا یکی از دوستان من (که الان رابطه با ایشان ندارم) خیلی حرص بیت المال را می خورد آقا ما جرات نمی کردیم با تلفن اداره با ایشان تماس بگیریم می گفت بیت الماله حالا ما هر چی توضیح می دادیم که بابا ما اینجا یک قلک داریم که هر کسی که تلفن شخصی می زنه به اندازهای که صحبت کرده پول می اندازه تو اون قلک و می ریزیم به حساب بیت المال فایده نداشت آقا بعد از مدتی یکی از دوستان دوست ما یک پستی گرفت، این دوست ما به واسطه دوست خوبش که تازه مدیر شده بود ( اون هم چه مدیری بدون یک روز مدیریت اجرایی در سابقه اش) با هم کار می کنند ولی اون حساسیتی که قبلا در مورد بیت المال داشت الان نداره.(توضیح: من خودم نصف بیشتر مسئولان دولت آقای احمدی نژاد را از نزدیک می شناسم واقعا دولتی به درست کاری این دولت و من ندیدم یکی از مسئولانی را که من میشناسم الان استاندار یکی از استانهاست واقعا پیش ما که بود انسان پاکی بود هیچی از خودش نداشت حتی موبایل می توانست راحت بگیره پول صحبت کردنش را هم  مجانی حساب می کردند ولی نگرفت با سرویس عمومی رفت و آمدمی کرد اگه می خواست راننده با ماشین در اختبارش بود اما نکرد کدوم ما این طوری هستیم تیکه کلامش هم این بود من بچه روستا هستم مقام کمی هم نداشت قبلا نماینده مجلس بود. 99% مدیران ارشد آقای احمدی نژاد این طوری هستند، من اگه از نزدیک اینها را نمی شناختم محال ممکن بود این حرف ها را بزنم،ممکن تو اینا  1% با بقیه فرق داشته باشند).

-------------------------------------------

ان شاءالله من راهی مشهد هستیم و نیمه شعبان اگه لیاقت داشته باشیم در جوار امام رضا(ع).( دفعه قبلی که مشهد بودم نمیدونم چرا به من نچسبید به نظرم استفاده لازم را نبردم، شاید به خاطر کارهایی بوده که انجام میدادم و خودم را درگیرش کرده بودم یک معذرت خواهی حسابی هم به امام رضا بدهکارم )

حرف آخر: اللهم نشكوا اليك فقد نبينا...

 فــريـب مـا مخـور آقـا دروغ مـي گويـيـم     به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم
چه ناله اي، چه فراقي چه درد هجراني    نـيا نـيا گــل طـاهــا دروغ مي گوييم
دلي كه مامن دنياست جاي مولا نيست    اسير شـهـوت دنيـا، دروغ مي گوييم

التماس دعا 

+ نوشته شده توسط صراط منیر در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 19:7 |
قیام امام زمان (عج) با ظاهری جوان و انکار مردم

ابی بصیر از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: هنگامی که امام زمان (عج) به شکل جوانی زیبا و نیرومند ظهور کند ، همه او را انکار می کنند، مگر مو منانی که خداوند در عالم ذر از آنان برای امامت امام زمان(عج) پیمان گرفته باشد.

 

قیام امام زمان (عج) و کشته شدن جوانی به نام نفس زکیّه

 ابی بصیر از امام کاظم(ع) روایت می کند که فرمود: امام زمان (عج) به یارانش می فرماید: ای قوم، همانا اهل مکه مرا نمی خواهند، ولی من به سوی ایشان فرستاده شده ام تا با ایشان آن گونه که شایسته من است، احتجاج کنم. پس مردی از یاران خود به نام نفس زکیّه را فرا می خواند و می گوید: برو به سوی مکه و بگو ای اهل مکه،من فرستاده امام زمان(عج) هستم و او به شما می گوید، به درستی که ما اهل بیت، رحمت و معدن رسالت و امامت، فرزندان محمد(ص) و از تبار پیامبران هستیم. از رحلت پیامبر تا امروز به ما ستم کردند و حق ما را گرفتند. بنابراین، از شما خواهان یاری هستیم پس ما را یاری کنید.پس از این که جوان پیام امام را به مردم می رساند،به سویش حمله می کنند و او را میان رکن و مقام می کشند. وقتی این خبر به امام زمان(ع) می رسد،به یاران خود می گویند: آیا به شما خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی خواهند. تا آن حضرت از گردنه طوی و با سیصدوسیزده نفر(به شمار شرکت کنندگان جنگ بدر) به مکه می رسد و به مسجدالحرام داخل می شوند. در کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می خواند .سپس به حجرالا سود تکیه می دهند و پس از ستایش خدا و درود بر پیامبر(به زبانی که هنوز با آن سخن گفته نشده است) سخن می گوید. نخستین کسانی که با او بیعت می کنند، جبرئیل و میکائیل اند. رسول خدا (ص) و امیرالمومنین(ع) نیز بر می خیزند و به آن حضرت کتابی می دهند که نزد عربها ناخوشایند است و تازه مهر شده است. سپس به ایشان می فرمایند که به این کتاب عمل کن. سپس با سیصد و اندی نفر از مکه قیام می کند تا اینکه همانند یک حلقه می شوند. ابی بصیر گفت از امام کاظم(ع) پرسیدم: حلقه چیست؟ امام فرمودند: ده هزار مرد هستند که جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ ایشان قرار دارند. سپس پرچم روشنی را که همان پرچم (سحابه) رسول خداست، برافراشته می کند. هم چنین زره (سابغه) پیامبر را تن می کند و شمشیر ایشان را به کمر می بندد.

 

قیام جوان حسنی و پیوستن به امام مهدی(ع)

 جوان حسنی زیبا رو قیام میکند. آن جوان که از ناحیه دیلم با صدای رسا صدا می زند: ای آل احمد،آن شخص اندوهناک وندادهنده پیرامون ضریح رایاری کنید. پس کنجهای خدا در طالقان به یاری او می شتابند. گنج هایی که از طلا و نقره نیستند،بلکه آنها مردانی نیزه به دست چون قطعه های بزرگ آهن که بر اسب های بارکش سفید خاکستری رنگ سوارند. جوان حسنی بی درنگ،ستمگران را می کشد تا این که به کوفه وارد می شود و بیشتر زمین را پاکسازی می کند و آنجا را به عنوان پناهگاه بر می گزیند.پس او و یارانش از قیام مهدی (عج) آگاه می شوند. یاران او می پرسند: ای فرزند رسول خدا(ص) این جوان چه کسی است؟ جوان حسنی که خود،مهدی(عج) را می شناسد،برای شناساندن آن حضرت به یارانش،نزد مهدی می رود و به ایشان می گوید:اگر تو مهدی آل محمد هستی،پس آن چه از پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) به شما (ارث) می رسد،کجاست؟مهدی (عج) نیز عصای جّدش،:1 انگشتری بُرده،:2  زره فاضل،:3 عمامه سحاب،:4 اسب یربوع،:5 شترعَضبا،:6 قاطر دلدل،7:درازگوش یعفور، 8:اسب براق،و قرآن امیرالمومنین را به او نشان می دهد.پس جوان حسنی می گوید: الله اکبر،ای فرزند رسول خدا(ص)آماده ایم تا با تو بیعت کنیم. پس جوان حسنی و لشکرش با او بیعت می کند،مگر چهل هزار نفر از اصحاب مصاحف معروف به زیدیّه که با او بیعت نمی کنند. مهدی(ع) به سوی گروه گمراه می رود و ایشان را سه روز دعوت به حق می کند،ولی اثری نمی بخشد.پس ایشان دستور می دهد که همه آنان را بکُشند.سپس به یاران خود می گویند:قرآن های به جا مانده از آنها را برندارید تا به عنوان عبرت باقی بماند؛ زیرا به آن عمل نکردند.

------------------------------- 

بحارالنوار،جلد 52،باب 26،صفحه 287،روایت 1.

بحارالنوار،جلد 52،باب 26،صفحه 307،روایت 80 .

بحارالنوار،جلد 53،باب 28،صفحه 15،روایت 1.

 

1.بُرد:نوعی پارچه کتانی راه راه.               2.فاضل:نام زره رسول خدا(ص)است.

3.سحاب:نام عمامه رسول خدا(ص)است.   4.یربوع:نام اسب مخصوص رسول خدا(ص)است.

5.عضبا:نام شتر مخصوص رسول خدا(ص)است. 6.دلدل:نام قاطر مخصوص رسول خدا(ص)است.

7.یعفور:نام مخصوص رسول خدا(ص)است.   8.براق:ماده اسب مخصوص رسول خدا(ص)است.  

+ نوشته شده توسط صراط منیر در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 15:24 |

در طول تاریخ بشر،هیچ موجودی مانند((زن)) مورد بی مهری و ظلم واقع نشده است. موجودی که پروردگار عالم او را مکمل و یاور مرد قرارداده است، گاه به دست خود و گاه به دست مردان نابخرد و خود خواه آنچنان اسیر و مغلوب و مقهور گشته است که زبان از گفتن وقلم از نوشتن آن باز می ماند. ضعف و ناتوانی جسمی زنان نسبت به مردان، احساسات و عواطف فراوان آنان، تناسب نداشتن برخی از کارها با طبیعت و ذوق و سلیقه زنان و بسیاری از موارد دیگر، عواملی هستند که دستاویز برخی از مردان قرار گرفته و موجب شده اند تا عده ای باور کنند که مرد از زن برتر آفریده شده است، از این رو، می پندارند همواره زن باید اسیر و مغلوب مرد باشد و تنها به این جهت باید او را در زندگی مشترک پذیرفت که تولید فرزند کند و یا کارهای مرد را انجام دهد.

سر نوشت زن در طول تاریخ این گونه بوده است. این رفتار تحقیر آمیز تنها در جوامع غیر متمدن و وحشی نبوده، بلکه جوامعی که خود را متمدن می دانستند نیز چنین بر خوردی با زن داشته اند و هر کدام به نوعی زن را بازیچه دست خود قرار داده بودند.

از آنجایی که در پدید آمدن ظلم همواره دو نفر ـ ظالم و مظلوم ـ نقش دارند، خود زن نیز با ظلم پذیری، به مظلومیت خویش کمک کرده است. او نیز باور کرده که در برابر مردان پست و بی ارزش است و صرفا باید در خدمت ارضای غرایز جنسی مرد باشد و بس. هیچ گاه تصور نمی کرد که او نیز بتواند در رشد و تکامل جامعه موثر و نقش آفرین باشد و یا صفات و ویژگی های زنانه اش مکمل صفات و ویژگی های مرد باشد، به طوری که بدون آنها مردان دچار نقصان شوند. دور نمایی از وضعیت و جایگاه زن در جوامع مختلف و در میان اقوام و ملل گوناگون را می توان در ضرب المثل های به جای مانده از آن دوران دید:

 

سخن زنت را بشنو ولی هرگز باور نکن ! (مثل چینی)

در بدن ده زن روی هم رفته تنها یک روح بیشتر وجود ندارد. (مثل روسی) 

برای اسب رام و سرکش مهمیز لازم است و برای زن خوب و بد هم چوب. (مثل ایتالیایی ) 

 

زن از دیدگاه پیامبر اسلام 

بی شک عزت و احترامی که زنان بعد از اسلام پیدا کردند، مر هون تلاش ها و زحمت های رسول اکرم (ص) است.آن حضرت همان طوری که در همه زمینه ها پیوسته سعی داشت تا مردم را از انحراف فکری برهاند و به راه راست رهنمون کند، در این مورد نیز سعی و تلاش فراوانی کرد تا هم نگرش مردان را نسبت به زنان تغییر دهد و آن گونه که شایسته است اصلاح کند و هم زنان را به قدر و منزلت خویش واقف گرداند، به طوری که بدانند در عرصه حیات اجتماعی باید دوشادوش مردان فعالیت کنند  و کارهای متناسب با طبیعت و توان خود را عهده دار باشند. پیامبر بزرگوار اسلام می فرمایند:

 

              ای مردم! بانوان به شما حقوقی دارند و شما نیز بر آنان حقوقی دارید .

            من به شما سفارش می کنم که به زنان نیکی کنید، زیرا آنان امانت های

              الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.

 

عده ای گمان می کنند فقط مردان می توانند کارهای مهم و ارزشمند را انجام دهند و آنچه زنان انجام می دهند اهمیت زیادی ندارد، در حالی که رسول خدا (ص) این پندار را غلط دانسته و کارهای زنان را هم با ارزش شمرده است. چنان که پيامبر در پاسخ پرسش اسماء دختر يزيد انصاري درباره برتري اجر مردان بر زنان «فعاليت هاي سياسي و عبادي، چنین فرمودند: 

 روزي پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله با اصحاب خود گرد هم نشسته بودند، ناگاه اسما، دختر يزيد انصاري به حضور آن حضرت آمد و گفت: پدر و مادرم به فدايت اي رسول خدا، من به نمايندگي از زنان به حضور شما آمده‏ام تا چيزي از شما بپرسم. خداوند تو را به عنوان پيامبر به سوي همه انسان‏ها از مرد و زن فرستاده است و ما به تو و خداي تو ايمان آورده‏ايم، ولي دستورهاي شما، ما زنان را در خانه‏ها محبوس و دستمان را از امور اجتماعي و سياسي كوتاه كرده است. در خانه‏ها نشسته‏ايم و به بچه داري مشغوليم و شما مردان به سبب شركت در فعاليت‏هاي اجتماعي مانند: نماز جمعه، جماعات، عيادت بيمار و تشييع جنازه بر ما برتري يافته‏ايد. از همه اينها بالاتر جهاد در راه خداست كه ما از شركت در آن محروم هستيم و اگر شما مردان براي شركت در حج و جهاد از خانه بيرون رويد، ما در غياب شما اموال شما را نگه مي‏داريم، براي شما لباس مي‏بافيم و كودكان شما را پرورش مي‏دهيم. آيا ما در پاداش كارهاي نيك (اجتماعي و سياسي) شما سهمي نداريم؟ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم به اصحاب رو كرد و فرمود: «آيا شما تاكنون پرسشي بهتر از سؤال مذهبي اين بانو (السماء) شنيده‏ايد؟» سپس رو به اسماء كرد و فرمود: «اي زن، بشنو و به زناني كه به نمايندگي آنها به اين‏جا آمده‏اي ابلاغ كن. پاداش شوهرداري نيك زن و كوشش او براي خشنود كردن شوهر و پيروي از شوهر، برابر همه پاداش‏هاي (جماعت و حج و جهاد و...) مردان است». اسماء در حالي كه ذكر خدا مي‏گفت، به سوي زنان بازگشت و سخن پيامبر را به آنها ابلاغ كرد. همه زنان شادمان شدند و از آن پس اسماء را به عنوان نماينده خود براي فرستادن نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله انتخاب كردند.1

 

پاورقي

1. الحلقات الذهبيه، ج 9، ص 85.

جلد

7

صفحه

41 و 42

+ نوشته شده توسط صراط منیر در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 13:51 |

شهید

عکس بالا مربوط است به مراسم تشییع پیکر پاک شهدای گمنام هشت سال دفاع مقّدس در روز شهادت حضرت زهرا (س) ، صحبتهای سردار باقرزاده رييس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس در این مراسم من را وادار کرد که چند خطی درباره مظلومیت این شهدا و شهدای مفقود اثر دیگر بنویسم . پيش از به خاكسپاري پنج شهيد گمنام، سردارباقرزاده گفت: مردم در طول مراسم تشييع شهدا از من مي‌پرسيدند چرا اينجا براي به خاكسپاري انتخاب شده است مگر در نقطه ديگري در شهر تهران مكاني نبود؟ بايد بگويم البته مؤمنين محل از مكان مشخص شده قبلي براي به خاكسپاري شهدا استقبال كردند اما اف بر كساني كه در مقابل به خاكسپاري شهدا در مكان مشخص شده قبلي ايستادگي كردند و آنهايي كه در برخي از ادارات در اين ايستادگي شريك بودند. سردار در مورد محل دفن قبلی شهدا گفتند قرار بود پایین تپه در جایی که شما برای شهدا نماز خوانددید شهدا تدفین شوند ولی با ایستادگی برخی افراد این امر میسر نشد.ایشان در ادامه صحبت فرمودند وقتي كار كارشناسي براي به خاكسپاري شهدا در مكان مشخص شده قبلی تمام شد به قرآن مجيد استخاره زدم آمد كه... اينها ستاره‌ها هدايتند..

سردار باقرزاده ادامه داد: همه شهيدان ستاره‌هاي هدايتند اما همه نمي‌توانند راه را پيدا كنند چون اول بايد مقصد شهدا را بشناسيم. اينجا بحث معرفت، شعور و بينش مطرح است بايد هدف شهدا را بشناسيم. ایشان اظهار داشت: بعد از به خاكسپاري شهداي گمنام در 240 نقطه از كشور،به خاطر اين مخالفت براي اولين بار متأثر شدم چون هر جا رفته بوديم استقبال كرده بودند.در اينجا حاضران در مراسم شعار «مرگ بر منافق» سر دادند، سردار باقرزاده همچنين گفت: در مكان مشخص شده قبلي 20 بار زيارت عاشورا قرائت شده بود. ایشان تصريح كرد: بايد مثل شهدا همت خود را بلند و از جهالت، خودخواهي وخودمحوري پرهيز كنيم. امروز درهاي هدايت بعد از تپه نورالشهداء در كهف الشهدا باز شده است. ایشان در مورد چگونگی تعیین محل جدیددفن شهدا گفتند من دوباره به قرآن رجوع کردم وقتی قرآن را باز کردم اولین کلمه از قرآن مجید که به چشمانم خورد کلمه كهف بود،بعد با خودم گفتم عجب کاربه جایی رسیده که باید شهدا را در غار دفن کنیم، یکی از بچه بسیجی های این محل را صدا زدم و از او در مورد وجود غار در این اطراف سوال کردم که ایشان گفتند باید تحقیق کنم ، بعد از مدتی آن بسیجی آمد و گفت غار طبیعی در این محل نیست اما جایی در بالای تپه غاری است که موسسه ژئوفيزيك آن را به صورت دستی و برای تست کردن درست کرده است این شد که این محل را برای دفن پیکر پاک شهدا انتخاب کردیم . سردا با اشاره به این که مؤمنين و عده ای از اهالی محل از من این سوال را داشتند که ممکن است ما دچار نفرین شهدا و خشم خدا واقع شویم برای این که شهدا را در محل اصلی نگذاشتند به خاک سپرده شوند،گفتم شهدا مایه رحمت خدا و برکت هستند و این مطالب را رد کردم .

بعد از ظهر در خانه بودم و داشتم آماده می شدم برای عزاداری حضرت زهرا (س) به بیت رهبری بروم که یک دفعه تکانهای شدیدی را احساس کردم وفهمیدم که زلزله آمده،بی اختیار یاد صبح و پرسش مردم از سردار باقر زاده افتادم نفرین شهدا و خشم خدا. کجاست چشم بیناو کجاست گوش شنوا ؟؟؟

+ نوشته شده توسط صراط منیر در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 16:54 |
      نوایی از دل پر درد علی (ع) در سوز پرپر شدن زهرای مرضیه(س)       

کبوتر من مپر زخانه                  مبر صفا را از آشیانه

 روانه گردی چو از برمن           شود روانم پی ات روانه

    کسی چه داند چه کرده دشمن    چه کرده با تو، چه کرده با من

تو را کشانده میان کوچه              مرا نشانده به کنج خانه

تمام دردم، تویی طبیبم              مزن شرارم ، مبر شکیبم

میان دشمن ببین غریبم               مکن کناره از این میانه

 کتاب عمرت ببین ورق شد         غروب گونه رخ شفق شد

                           چگونه دست تو بی رمق شد       که موی زینب نکرده شانه

                           کسی ز حالم خبر ندارد                 شب غم من سحر ندارد

قمر به حالم ستاره ریزد                  که آسمانم قمر ندارد

دو زانویم، در بغل نشستم              در انتظاره اجل نشستم

                          کبوتر من به خانه برگرد         صفای خانه، به خانه بر گرد

 

                                 لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا   

 

                           لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا 

 

                            لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا

  

+ نوشته شده توسط صراط منیر در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 18:25 |

آجرک الله یا ابا صالح المهدی (عج)


ای مولای من مهدی جان.چقدر غمگینم که تو را غمگین ببینم.




دیروز چند ثانیه بعد ازاین که انفجاردر سامرا اتفاق افتاد خبرش به من رسید ومتوجه شدم که در این انفجار متأسفانه دو تا گلدسته های حرمین شریفین به طور کامل تخریب شده اند. دو باره دست پلید استکبار جهانی،آمریکای جنایت کار و دشمن همیشگی و قسم خورده مسلمانها اسرائیل غاصب در این عملیات تروریستی خودش رو نشان داد که از حربه قدیمی و شناخته شده و همیشگی یعنی تفرقه بین شیعه و سنی برای به تشنج کشیدن خاورمیانه،وکم رنگ شدن ناکارآمدی نیروههای اشغالگر آمریکایی در عراق، و کشتار مردم بی دفاع فلسطین، استفاده رسانه ای کرده تا از فشار جهانی افکار عمومی که روی آنها است کمتر شود ، ابعاد این توطئه وقتی روشن تر شد که چند ساعت بعد از حتک حرمت حرمین شریفین، اقدام تروريستي نسبت به نماينده و عضو فراكسيون المستقبل پارلمان لبنان كه موجب كشته شدن وليد عيدو، فرزند و همراهان وي گرديد شده.


وچه خردمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي سال 1386 را سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نامگذاري كردند.


+ نوشته شده توسط صراط منیر در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 16:50 |

دو همسايه كه يكي مسلمان و ديگري مسيحي بود گاهي با هم درباره اسلام سخن مي گفتند. مسلمان كه مرد عابد و متدين بود٬ آن قدر از اسلام توصيف و تعريف كرد كه همسايه مسيحي اش به اسلام متمايل شد و اسلام را پذيرفت. شب فرا رسيد.

هنگام سحر بود كه نصراني تازه مسلمان، ديد در خانه اش را مي كوبند. با نگراني پرسيد: كيستي؟ از پشت در صدا بلند شد: منم. (همان همسايه مسلماني بود كه به دست او به اسلام مشرف شده بود). در اين وقت شب چه كار داري؟ زود وضو بگير و جامه ات را بپوش كه براي نماز به مسجد برويم. تازه مسلمان براي اولين بار در عمر خويش وضو گرفت و به دنبال دوست مسلمانش روانه مسجد شد. هنوز تا طلوع صبح خيلي باقي بود. هنگام نافله شب بود. آن قدر نماز خواندند تا سپيده دميد و هنگام نماز صبح رسيد. نماز صبح را خواندند و مشغول دعا و تعقيب بودند كه هوا كاملا روشن شد. تازه مسلمان حركت كرد كه برود. رفيقش گفت: كجا مي روي؟ مي خواهم بر گردم به خانه ام٬ فريضه صبح را كه خوانديم٬ ديگر كاري نداريم. كمي صبر كن و تعقيب نماز را بخوان تا خورشيد طلوع كند.

بسيار خوب. تازه مسلمان نشست و آن قدر ذكر خدا كرد تا خورشيد دميد. برخاست كه برود٬ دوست مسلمانش قرآني به او داد و گفت: فعلاً مشغول خواندن قرآن باش تا خورشيد بالا بيايد، من توصيه مي كنم امروز نيت روزه كن. نمي داني روزه چقدر پاداش و فضيلت دارد. كم كم نزديك ظهر شد. گفت: صبر كن٬ چيزي به ظهر نمانده٬ نماز را در مسجد بخوان. نماز ظهر خوانده شد. به او گفت: صبر كن٬ طولي نمي كشد وقت فضيلت نماز عصر مي رسد. آن را هم در وقت فضيلتش بخوانيم. پس از خواندن نماز عصر گفت: چيزي از روز نمانده. او را نگاه داشت تا وقت نماز مغرب رسيد.

تازه مسلمان پس از نماز مغرب حركت كرد كه برود افطار كند. رفيق مسلمانش گفت: يك نماز بيشتر باقي نمانده و آن نماز عشاست. صبر كن تا حدود يك ساعت از شب گذشته وقت نماز عشا (وقت فضيلت) رسيد و نماز عشا هم خوانده شد. تازه مسلمان حركت كرد و رفت. شب دوم هنگام سحر بود كه باز صداي در را شنيد كه مي كوبند٬ پرسيد كيست؟ من همسايه ات هستم٬ زود وضو بگير و جامه ات را بپوش كه با هم به مسجد برويم. من همان ديشب كه از مسجد برگشتم٬ از دين استعفا كردم. برو يك آدم بي كارتري را پيدا كن كه كاري نداشته باشد و وقت خود را بتواند در مسجد بگذراند. من انساني نيازمند و عيالوارم٬ بايد دنبال كار و كسب روزي بروم.

امام صادق(ع) پس از اينكه اين حكايت را براي اصحاب و ياران بازگو كرد فرمود: به اين ترتيب آن مرد عابد سخت گير٬ بيچاره اي را كه وارد اسلام كرده بود، خودش از اسلام بيرون كرد. بنابراين شما هميشه متوجه اين حقيقت باشيد كه بر مردم تنگ نگيريد و توانايي مردم را در نظر بگيريد. تا مي توانيد كاري كنيد كه مردم متمايل به دين شوند و فراري نشوند. آيا نمي دانيد روش سياست اموي بر سخت گيري و شدت است٬ ولي روش ما بر مدارا و حسن معاشرت و به دست آوردن دل هاست؟(1)

1. وسايل الشيعه، ج 2، ص 494 . باب «استحباب الرفق علي المؤمنين». حديث 3 و 9.

نام كتاب

داستان راستان

جلد

1

صفحه

124

+ نوشته شده توسط صراط منیر در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 10:27 |

شريعت ، طاعت عام است كه راه ، آسان نهاده اند تا كارهاي خود را ميگذرانند ، و در هر شبانه روزي پنج وقت خداي خود را خدمت ميكنند ، و ياد مي آرند ، چون ميل و عشقشان ضعيف افتاده است ، بيش از اين تحمل نكنند . مرغان خاكي نتوانند دايم در آب بودن ، نشايدشان از خاك بكلي بيرون رفتن كه " منها خلقناكم و فيها نعيدكم " ( 20/55 ) الا گاهگاهي گرد آب ميگردند و از وي ميخورند و تن را ميشويند از جوي و لب بحر ، باز به مسكنهاي خاكي خود ميروند . آن وظيفه ماهي است كه " علي صلاتهم دائمون " ( 70/23 ) كه جدايي ايشان از بحر ممكن نيست چه حقيقتشان از بحر رسته است . مقصود از شريعت ، روي آوردن است به آب و دريا ، چون ماهيان روي بكلي به دريا آورده اند و جان ايشان ، درياست و از دريا زنده اند ، طعام و لباس و مسكن و جامهء خوابشان درياست كه " الذين يذكرون قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السماوات والارض " ( 3/191 ) . پس عوام كه اهل خشكي اند نتوانند كار خواص كردن كه اهل دريا اند . لاجرم ايشان را بقدر قوت و وسع طاقت شان بندگي فرموده اند " لا يكلف الله نفسا الا وسعها " ( 2/276) . اما آنچه كمال بندگي است و مغز شريعت است اينست كه ماهيان مي ورزند .

                                                                                                                                                                                    سلطان ولد – كتاب معارف – فصل ۳

+ نوشته شده توسط صراط منیر در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 15:18 |
 دستور العمل امام خمینی (ره) برای خودسازی

1.       نمازهای پنجگانه را سر وقت بخوانید.

2.       روزهای دوشنبه وپنجشنبه را حتی المقدور روزه بگیرید.

3.       اوقات خواب را کم کرده و بیشتر قرآن بخوانید.

4.       برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده قائل شوید.

5.       به تهیدستان انفاق کنید.

6.       از مواضع تهمت دوری کنید.

7.       در مجالس پرخرج و با شکوه شرکت نکرده و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید.

8.       لباس ساده بپوشید.

9.       زیاد صحبت نکنید و دعاها را زیاد بخوانید،خصوصاً دعای روز سه شنبه را.

10.   ورزش کنید.

11.   بیشتر مطالعه کنید.

12.   دانشهای فنی را بیاموزید.

13.   دانش تجویدوعربی را بیاموزید و در هر زمینه ای هوشیار باشید.

14.   کار نیک خود را فراموش کنید و گناهان گذشته را به یاد آورید.

15.   از نظر مادی به تهیدستان و از نظر معنوی به اولیاء الله بنگرید.

16.   از اخبار روز دنیا و مربوط به مسلمین با اطلاع شوید.

السلام علیک یا روح الله
امام عزیز در تمام لحظات زندگی ما جاویدان خواهی ماند

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
داد رس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیزد گری
بار هجران وصالش به دل شاد کشم
در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم
سالها می گذرد حادثه ها می اید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

+ نوشته شده توسط صراط منیر در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:35 |
سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است . (1)

  1. كمال الد ين ج2 ص 420.

+ نوشته شده توسط صراط منیر در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:26 |

خيلي نگو گناه کارم. اين را ادامه نده. روي صفات خوب کار کن تا به يقين برسي. معصيت را به يقين نرسان. اينکه به شما روزي داده خلق کرده اينجا نشانيده، هيچ کدام دست ما نبوده. همه را خدا کرده است.. در اين يقين ها شک نکنيد. از آن طرف پشت بام نيفتيد... بعضي ها احتياط مي کننند عقب عقب مي روند از